مبانی نظری تعارض کار-خانواده
مفهوم تعارض کار-خانواده
تعارض کار-خانواده به عنوان یکی از مهمترین مسائل سازمانی و اجتماعی عصر حاضر، به وضعیتی اطلاق میشود که در آن نقشهای شغلی و خانوادگی فرد با یکدیگر ناسازگار بوده و انجام مؤثر یکی از آنها، عملکرد در نقش دیگر را تحت تأثیر منفی قرار میدهد. این مفهوم برای اولین بار توسط کان و همکاران در سال 1964 مطرح شد و بیان کرد که تعارض کار-خانواده زمانی رخ میدهد که فشارهای نقشی از حوزههای کار و خانواده به لحاظ برخی جنبهها با یکدیگر ناسازگار باشند. در واقع، این تعارض نوعی کشمکش درونی است که فرد در تلاش برای ایفای همزمان نقشهای مختلف خود تجربه میکند.
نظریه نقش و پایههای نظری
نظریه نقش به عنوان بنیان اصلی درک تعارض کار-خانواده محسوب میشود. بر اساس این نظریه، هر فرد در زندگی خود نقشهای متعددی را ایفا میکند که هر کدام دارای انتظارات، مسئولیتها و الزامات خاص خود هستند. نقشهای شغلی شامل وظایف، مسئولیتها و تعهدات مربوط به محیط کار است، در حالی که نقشهای خانوادگی شامل مسئولیتهای والدینی، همسری و خانوادگی میباشد. زمانی که منابع فرد محدود بوده و نتواند به طور همزمان تمام انتظارات این نقشها را برآورده کند، تعارض نقشی پدید میآید. این نظریه بر این اصل استوار است که انرژی، زمان و توجه افراد منابع محدودی هستند که باید بین نقشهای مختلف تقسیم شوند.
نظریه سرریز (Spillover Theory)
نظریه سرریز یکی از نظریههای کلیدی در تبیین تعارض کار-خانواده است که بیان میکند تجربیات، احساسات، رفتارها و مهارتهای کسب شده در یک حوزه، به حوزه دیگر انتقال مییابد. این انتقال میتواند مثبت یا منفی باشد. سرریز منفی زمانی اتفاق میافتد که استرس، خستگی یا مشکلات یک حوزه، عملکرد در حوزه دیگر را مختل کند. برای مثال، استرس ناشی از فشار کاری زیاد ممکن است منجر به کاهش صبر و حوصله فرد در برخورد با اعضای خانواده شود. برعکس، سرریز مثبت زمانی رخ میدهد که مهارتها، تجربیات مثبت یا احساسات خوب از یک حوزه به حوزه دیگر انتقال یافته و عملکرد را بهبود بخشد.
نظریه تقویت متقابل (Enhancement Theory)
نظریه تقویت متقابل در تضاد با نظریه تعارض قرار دارد و بر این باور است که ایفای چندین نقش میتواند مزایای قابل توجهی برای فرد به همراه داشته باشد. این نظریه بیان میکند که تجربیات، مهارتها و منابع کسب شده از یک نقش، میتواند عملکرد در نقشهای دیگر را تقویت و بهبود بخشد. برای نمونه، مهارتهای مدیریتی کسب شده در محیط کار میتواند در مدیریت بهتر امور خانوادگی مؤثر واقع شود، یا حمایت عاطفی دریافتی از خانواده میتواند انگیزه و عملکرد شغلی فرد را افزایش دهد. این نظریه بر اهمیت تعادل و هماهنگی بین نقشهای مختلف تأکید دارد.
نظریه منابع محدود (Resource Drain Theory)
نظریه منابع محدود بر این اساس استوار است که هر فرد دارای مقدار محدودی از منابع شخصی شامل زمان، انرژی، توجه و توانایی ذهنی است. این نظریه مطرح میکند که استفاده زیاد از این منابع در یک حوزه، منابع موجود برای حوزههای دیگر را کاهش میدهد و در نتیجه منجر به تعارض میشود. زمانی که فرد ساعات طولانی در محیط کار صرف میکند، زمان و انرژی کمتری برای فعالیتهای خانوادگی باقی میماند. این نظریه بر اهمیت مدیریت منابع و تخصیص بهینه آنها بین نقشهای مختلف تأکید میکند و نشان میدهد که چگونه فشار زیاد در یک حوزه میتواند عملکرد کلی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
نظریه تعادل کار-زندگی (Work-Life Balance Theory)
نظریه تعادل کار-زندگی بر ضرورت ایجاد هماهنگی و تعادل بین تعهدات شغلی و شخصی تأکید دارد. این نظریه بیان میکند که رضایت و بهرهوری فرد زمانی حداکثر میشود که بتواند به طور مؤثر بین نیازها و الزامات کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کند. تعادل کار-زندگی به معنای تقسیم مساوی زمان نیست، بلکه به معنای ایجاد هماهنگی و انعطافپذیری در مدیریت نقشهای مختلف است. این نظریه بر اهمیت عوامل سازمانی مانند انعطافپذیری در ساعات کار، حمایت مدیریت و فرهنگ سازمانی در دستیابی به این تعادل تأکید میکند. همچنین بر نقش عوامل فردی مانند مهارتهای مدیریت زمان، اولویتبندی و استراتژیهای مقابله با استرس در حفظ این تعادل اشاره دارد.
جهت مشاوره در زمینه آماده سازی پرسشنامه به صورت آنلاین، غربالگری، تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه با تمامی نرم افزارهای تحلیل داده مانند SPSS، Smart PLS و غیره میتوانید از مشاوره ما برخوردار شوید.
☎️ 09332279629
☎️ 021-88269731
☎️ 041-35571726




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.